اگه يه روز ديدي که وقتي داري رد مي شي بر مي گرده و نگات مي کنه
بدون براش مهمي
اگه يه روز ديدي که وقتي داري ميوفتي بر مي گرده و با عجله مي ياد سمتت
بدون براش عزيزي
اگه يه روز ديدي وقتي داري مي خندي بر مي گرده و نگات مي کنه
بدون واسش قشنگي
اگه يه روز ديدي وقتي داري گريه مي کني بر مي گرده و مياد باهات اشک مي ريزه
بدون دوستت داره
اگه يه روز ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف مي زني ترکت مي کنه
بدون عاشقته
اگه يه روز ديدي وقتي داري ترکش مي کني برات فقط سکوت مي کنه
بدون ديوونت
اگه يه روز ديدي که ازنبودنت داغون شده
بدون براش همه چي بودي
اگه يه روز ديدي که يه روز از بي تو بودن مي ناله
بدون بدونه تو مي ميره
اگه يه روز ديدي که بعد رفتنت لباس سياه پوشيده
بدون بدون تو مرده
اگه يه روز ديديش که يه گوشه افتاده و يه پارچه سفيد روش کشيدن
بدون واسه خاطر تو مرده...

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع ، آتش نگیرد
به نام آنکه غربت بنا کرد مرا از تو، تو را از من جدا کرد
عاشق نشوید اگر توانید تا در غم عاشقی نمانید
تو آن شمعی که خاموشی ندارد غم عشقت فراموشی ندارد
تو را شمع و منو پروانه کردند به جرم عاشقی مرا دیوانه کردند
به نام آنکه پرستو آفرید و او را محکوم به عشق کرد
ای دوست گلی به یادگاری بفرست گر گلی نبود
نشان خاری بفرست
کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم به کوی عاشقی
شعر خوش ماندن بخوانم
اگر عاشق شدن خود یک گناه است دل عاشق
شکستن صد گناه است
محبت بر جانم آتش افروخت که تا روز قیامت بایدم
سوخت
دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت
ای که گفتی آشنایی با غریبان مشکل است آشنایی
می توان اما جدایی مشکل است
ای که آن یار نشان می طلبی یار کجاست همه یارند
ولی یار
وفادار کجاست
شیوا






