تبليغاتX
دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

shiva0o0

شیوا

shiva0o0

http://shiva0o0.blogfa.com

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

سلام
ممنون از این که به وبلاگ خودتون سر زدین
امیدوارم که خوشتون بیاد
البته یه چیز یادم رفت بگم که اگه نظر ندین ناراحت می شم
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور.زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.
سریع ترین راه دریافت عشق ،بخشیدن آن به دیگران است.
سریع ترین راه از دست دادن آن، محکم نگه داشتن آن است.
شیوا, الهه مرگ و نابودی

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت
شیوا, الهه مرگ و نابودی
فقط

 

 نخی از جنس صبر

و سوزنی از جنس سکوت

 برای من کافی است...

تا آسمان شکسته را

به زمین سخت بدوزم !

 عقربه ای از جنس روز

 و کاغذی از جنس شب

 برای من کافی است...

تا همه ی نیامدن هایت را

 بگذارم پای بی خیالی

 راه های نرسیده !

 فقط انگشت دانه ای

 به من بده با فانوسی روشن

.................

 

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و ششم دی 1385 و ساعت 6:14 بعد از ظهر |
دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

سه درد آمد بجانم

 هر سه یکبار

 غریبی و اسیری و غم یار

 غریبی و اسیری چاره داره

غم یار و غم یار و غم یار

.۰۰۰..۰.۰۰۰..۰.۰۰۰.۰.۰.۰۰۰

زندگي سخت نيست

ما سختش ميکنيم

عشق قشنگ نيست

 ما قشنگش ميکنيم

 دل ما تنگ نيست

 ما تنگش ميکنيم

دل هيچکس سنگ نيست

ما سنگش ميکنيم


.....................

کاش دلي نداشتم از اول...

و اگر دلي داشتم،

 کاش دلداري بود...

و اگر دلداري بود،

کاش دلي داشت...

و اگر دلي داشت،

کاش به من مي‌داد...

 و اگر به من مي‌داد،

 کاش هرگز پس نمي‌گرفت...

 و اگر پس مي‌گرفت،

 کاش از اول نمي‌داد...

و اگر از اول نمي‌داد،

 کاش اصلا دل نداشت...

 و اگر دل نداشت،

 کاش دلداري نبود...

 و اگر دلداري نبود،

 کاش دلي نداشتم

..............

مرداب براي به دست آوردن

 نيلوفر سالها ميخوابه

تا آرامش نيلوفر به هم نخوره،

پس اگه كسي رو دوست داري،

براي داشتنش صبر كن

...................

اگر دورم ز ديدارت

 دليل بي وفايي نيست،

 وفا آنست

که نامت را هميشه روي لب دارم

.......................

آنچه زيباست عزيز نيست

آنچه عزيز است

 زيباست و تو عزيزتريني

...................

دوستت دارم چون

تنهاترين ستاره زندگي مني .........

 دوستت دارم چون

 تنها ترين مصراع شعر مني .........

دوستت دارم چون

 تنها ترين فکر تنهايي مني .........

 دوستت دارم چون

زيباترين لخظات زندگي مني .........

دوستت دارم چون

زيباترين روياي خواب مني .........

 دوستت دارم چون

زيباترين خاطرات مني .........

 دوستت دارم چون

 به يک نگاه عاشقت شدم

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

زندگي چيست ؟

اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟

 اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟

اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟

 اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟

اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟

 اگه عشق نيست چرا عاشقيم

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ 

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 10:42 قبل از ظهر |
دل تنگم
هیچ وقت ،
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد !
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه ی سیبی ،
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها
ناپدید ماند ....
 
 دختر تنهاي شب

........................

                                   چه ظالمانه تنها شدم

                           چه ظالمانه آمدند شکستند و رفتند

                                چه ظالمانه تنها شدم 

                                که این حق من نبود.. 

                غربت بزرگترين درده ولي ترد شدن از اونم بد تره! 

                          وقتي آدم بي گناه و فقط به خاطر....
 
 
                       دلتنگم وفرصتي نيست براي دلتنگي 

                       دلتنگم و آسمان بغض مرا نمي فهمد

                        دلتنگم و آشياني براي دلتنگي ام نيست

                      دل تنگم وهيچکس درد مرا نمی داند

                                     دل تنگم

                                     دل تنگم

                                 و ديگر هيچ...
                                  ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
   
|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 7:48 قبل از ظهر |
تاکه بوديم .......

ما که بوديم چه بوديم نبوديم کسي.......

کشته ما را غم بي هم نفسي

 تا که رفتيم همه يار شدند......

تا رفتيم همه بيدار شدند

 قدر آيينه بر آن است که هست ......

نه زماني که افتاد و شکست

 

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 7:40 قبل از ظهر |
هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره

 تو چشماش زول بزن

 تا عشق رو تو چشماش ببيني

 اگه نگات کرد عاشقته .

 اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره .

 اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر

 بدون بدونه تو ميميره

 و اگر هم خنديد

 بدون اصلا دوست نداره

..................

توي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم

و زنداني ها رو اذيت ميکنم

تا مجبور بشي منو بندازي

 توي انفرادي قلبت

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 7:36 قبل از ظهر |
خيانت تنها اين نيست

 خيانت تنها اين نيست

 که شب را با ديگري بگذراني ...

خيانت ميتواند

 دروغ دوست داشتن باشد !

خيانت تنها اين نيست که

 دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ...

 خيانت ميتواند

 جاري کردن اشک بر ديدگان معصومي باشد !

گناه تنها کردار زشت نيست ...

 گناه ميتواند ذهن هوس آلود باشد !

 بايد مراقب قلب و روحش باشد ...

 دزد بسيار است

.............

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 4:30 بعد از ظهر |
زندگي .........$

زندگي به من آموخت

که چگونه گريه کنم

 امّا گريه به من نياموخت

 که چگونه زندگي کنم

تو نيز به من آموختي

 که چگونه دوستت بدارم

 امّا به من نياموختي

 که چگونه فراموشت کنم

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 2:34 بعد از ظهر |
هميشه از خودم مي پرسم

کاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره

 هر روز کاش مي دونستي

چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده

 کاش مي دونستي چقدر دلم

 از اين روزهاي سرد بي تو بودن گرفته

 کاش مي دانستي چقدر دلم

براي ضرب آهنگ قدمهايت گرمي نفسهايت،

 مهرباني صدايت تنگ شده

 کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام

 کاش مي دانستي چقدر تنهام ،

چقدر خسته ام و چقدر به حضور سبزت محتاجم

 و هميشه از خودم مي پرسم

اين همه که من به تو فکر کنم

 تو هم به من فکر مي کني؟

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 2:27 بعد از ظهر |
.3.2.1...........

سه ، دو ، يک ...

 سوت داور بازي شروع شد دويدم ...

دست و پا زدم ...

غرق شدم....

 دل شکستم ...

 عاشق شدم ...

 بي رحم شدم ...

 مهربان شدم ...

بچه بودم ...

بزرگ شدم ...

 پير شدم ...

 بازي تمام شد ...

 زندگي را باختم...

ولي آخر بهش نرسيدم

 هرگاه دلت هوايم را کرد،

 به آسمان بنگر و ستارگان را ببين

 که همچون دل من

 در هوايت مي تپند

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 1:33 بعد از ظهر |
.........

  هنوز معناي باران رانفهميده بودم

که برآسمان دلم باريدي

 هنوز معناي محبت را نمي دانستم

 که تو در کنج دلم جاي دادي

 ..............

بوسه بر عکست زنم

ترسم که قابش بشکند.

قاب عکس توست

 اما شيشه ي عمرمن است

 بوسه بر مويت زنم

 ترسم که تارش بشکند.

تارموي توست

 اما ريشه ي عمر من است

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 1:26 بعد از ظهر |
اما چگونه
بايد كه تو را من فراموش كنم
 
 اما چگونه

مهرت از دل بركنم
 
  اما چگونه

يادت از ياد برم
 
 اما چگونه

نقطه عشقي از ميان اين همه آدم
 
 برخود حك كنم
 
 اما چگونه

هر چه هست و نيست
 
 در دل به رويش پا نهم
 
اما چگونه

به خود گفتم
 
كه عشق را در دل مي كشم
 
 من اما چگونه
 
به تو گفتم مي روم
 
گم مي شوم دل مي كنم
 
اما چگونه

با غرور كودكانه زير لب گويم
 
من تو را روزي مال خود خواهم كرد
 
 اما چگونه

من روزي هزاران بار مي ميرم
 
 اما دل در تپشها،
 
 بازم سراغ يار مي گيرد

ولي من خوب مي دانم
 
 دل كنده اي از من،
 
 بگو اما چگونه
 
|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و دوم دی 1385 و ساعت 2:19 بعد از ظهر |
باور.......

شاید باور کردنی نباشید

اما

این تقدیر است کاری نمی توان کرد ....
 
نشستن د ر نم نم باران

گذشتن از جوی آب

شاید باور کردنی نباشد

اما

این تقدیر است

کاری نمی توان کرد
 
نگاههای در هم تلاقی شده

احساس های پوچ و تهی از گذشتن

نگاههای سراسیمه آشفتگی و دلسپردگی
 
شاید باور کردنی نباشد

اما

این تقدیر است

کاری نمی توان کرد
 
چشم های خالی از احساس
 
دستان خالی از رسیدن

و قدم های خالی از برخاستن

شاید باور کردنی نباشد

اما

این تقدیر است

کاری نمی توان کرد
 
بودن من در اینجا

از دست دادن فرصتی ناب

و

عجله ای برا ی یافتن
 
شاید باور کردنی نباشد

اما

کاری نمی توان کرد

این تقدیر است

 

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و دوم دی 1385 و ساعت 2:12 بعد از ظهر |
كاش مي شد
كاش مي شد
 
 كه بگويم در دلم چيست خدايا
 
باز هم اين ره بيهوده
 
 به ره كيست خدايا
 
من به بي چارگي خود
 
و لطف تو ايمان دارم
 
آه خدايا اين چه بلايي است...؟!
 
نه بهتر نتوان گفت
 
خدايا اين چه خطايي  است
 
كه در اين چند ده عمر
 
كسي از عشق مرا نظري چند نكرد
 
وبه من خوب نظر كن و بگو
 
راست مي گويند
 
كه من ديوانه و مجنون سرابم
 
قسمم راست نبود
 
نگهم صاف نبود
 
حرف من پاك نبود
 
اما ....
 
عشق من راست بود خدايا
 
عشق من صاف بود خدايا
 
عشق من پاك بود خدايا
 
پس چيست اين همه آشفتگيم...؟!
 
دل شكستم باز خدايا..؟!
 
ره به رهي باز بستم خدايا...؟!
 
گره بر گرهي سخت بستم خدايا...؟! 
 
 من چه كردم كه اين چنين
 
عذابم مي دهي بارلاها...؟!
 
|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و دوم دی 1385 و ساعت 2:8 بعد از ظهر |
کلمه ها
شايع ترين کلمه "شهرت"است..
 
. دنبالش نر
و
. لطيف ترين کلمه "لبخند"
 
است...آن را حفظ کن.
 
 حسرت انگيز ترين کلمه
 
 "حسادت"است... از
 
 آن فاصله بگير.
 
 ضروري ترين کلمه
 
 "تفاهم"است... آن را
 
ايجاد کن
 
. سالم ترين کلمه "سلامتي"است..
 
. به آن اهميت بده .
 
 اصلي ترين کلمه
 
 "اطمينان"است...
 
 به آن اعتماد کن.
 
 بي احساس ترين
 
کلمه "بي تفاوتي" است...
 
 مراقب آن باش
 
. دوستانه ترين کلمه
 
"رفاقت"است...
 
 از آن سوءاستفاده نکن.
 
 زيباترين کلمه
 
 "راستي"است...
 
 با آن روراست باش

 

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و دوم دی 1385 و ساعت 2:2 بعد از ظهر |
بنام آنکه "هست" , تا "هست" ما "بود" شود
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد.
 
چو بغض تلخ فقدانت امان
 
خواب را از من بدزديده ست.
 
زمان انتظار است باز امشب گويي
 
 اين قلب از ماتم فراموش كرده
 
آن هجران و دوري را
 
كه تو ديگر نمي آيي.
 
نمي آيي چه سردست
 
 اين شب پاييز تنم در آتش
 
 بي يار ماندن واي مي سوزد.
 
هواي هستيم
 
 اما سراب و سنگي و سرد است
 
تنم و رنجور و لرزان است.
 
عطش گرم است و حسرت سرد
 
 غبار گنگ بي بودن به چشمانم
 
سرد و تلخ تنهايي بر لب
 
 اشكي به ناگه مي نشيند
 
در پس اين گونه هاي منجمد
 
 از عشق بي فرجام
 
.................
امروز كه مي خواستم بروم
 
حجم سرد تنت
 
 عجيب مرا آشفت
 
 زيبا روي سنگي بگذار برود
 
اينقدر در كشاكش لحظه ها اسيرش نكن
 
او براي رفتن آمده بود
 
 نه براي ماندن
.............................
 
                                        
|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و دوم دی 1385 و ساعت 1:52 بعد از ظهر |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

- - ryan.jackpot-web.com/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/Soil Work - Distortion Sleep.mp3
Found at bee mp3 search engine