آنگاه كه با دستانت واژه ي عشق را بر قلبم مي نوشتي
سواد نداشتم اما به دستان تو اعتماد داشتم
حالا سواد دارم
اما ديگر به چشمانم هم اعتماد ندارم
..............
بهش نگید که من چه قدردوستش دارم
برای بردن دلش ؛ کوه راروشونه ام میذارم
بهش نگید دیوونه ی چشمهاش شدم
مست همه شیطونیهاش،عاشق خنده هاش شدم
اگه بفهمه عاشقم ؛ میره و پیداش نمیشه
کی می دونه؛ عاقبت این دل زارم چی میشه؟
اگه بفهمه عاشقم ، قلبش را پنهون می کنه

زندگي عمريست که عجل در عقبش ميتازد
هر کس غم بيهوده خورد ميبازد
.................
عـشق فراموش کردن نيست .
بلکه بخشيدن است
عــشق گوش دادن نيست
بلکه درک کردن است
عــشق ديدن نيست
بلکه احساس کردن اســـت
عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست
بلکه صبر کردن و ادامه دادن است... .
..........
عاشقي انست که بلبل با رخ گل ميکند >
< صد جفا از خار ميبيند تحمل ميکند
............






