دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت
شیوا, الهه مرگ و نابودی
دلم بر ای چشمهایش تنگ است
د لم بر ای چشمهائی تنگ است
که سبزی و جو د صاحبش ر ا به ر خم می کشد
دلم بر ای چشمهائی میشی تنگ است که مظلو میت ر ا خجل می کند
دلم بر ای چشمها ئی تنگ است که
هر گز با در و غ نمی بیند
دلم بر ای چشمهائی تنگ است ک
ه نیاز به گفتنی ها را بی نیاز می کند
دلم بر ای چشمهایش تنگ است
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدرغم میاره
|+| نوشته شده توسط شیوا در بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 10:6 قبل از ظهر |






