تبليغاتX
دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

shiva0o0

شیوا

shiva0o0

http://shiva0o0.blogfa.com

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

سلام
ممنون از این که به وبلاگ خودتون سر زدین
امیدوارم که خوشتون بیاد
البته یه چیز یادم رفت بگم که اگه نظر ندین ناراحت می شم
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور.زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.
سریع ترین راه دریافت عشق ،بخشیدن آن به دیگران است.
سریع ترین راه از دست دادن آن، محکم نگه داشتن آن است.
شیوا, الهه مرگ و نابودی

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت
شیوا, الهه مرگ و نابودی
يادت هست

يادت هست گفتم دوستت دارم

و تو گفتي كوچيكي براي دوست داشتن

 من رفتم و بزرگ شدم

ان قدر بزرگ كه يادم رفت

دوستت داشته باشم

........................

چه قدر سخته

 

تو چشاي كسي كه تمام عشقت را ازت دزديد

 

و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد

 

زل بزني و به جاي اين كه لبريز از كينه و نفرت شي

 

حس كني كه هنوزم دوسش داري


چه قدر سخته دلت بخواد

 

 سرتو باز به ديواري تكيه بدي

 

 كه يه بار زير اوار غرورش همه ي وجودت له شده


چه قدر سخته تو خيالت ساعت ها باهش حرف بزني

 

 اما وقتي ديديش هيچي به جز سلام نتوني بگي


چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه

 

دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه

 

 اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري


چه قدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ ديگري ببيني

 

 و هزار بار تو خودت بشكني

 

 و اون وقت اروم زير لب بگي

 


گل من باغچه ي نو مبارك

..............................

يك داستان كوتاه

در تعطيلات كريسمس،در يك بعد از ظهر سرد زمستاني،

پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود.

او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند.

زن جواني از آنجا مي‌گذشت.

همين كه چشمش به پسرك افتاد،

آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند.

دست كودك را گرفت وداخل مغازه برد

و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد...

بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت:

حالا به خانه برگرد.

انشاا...كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي.

پسرك سرش را بالا آورد،

نگاهي به او كرد...

پرسيد: خانم! شما خدا هستيد؟؟؟

زن جوان لبخندي زد و گفت:

 نه پسرم.

من فقط يكي از بندگان او هستم.


پسرك گفت:

مطمئن بودم با او نسبتي داريد

............................

 

 

|+| نوشته شده توسط شیوا در سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 12:14 بعد از ظهر |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

- - ryan.jackpot-web.com/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/Soil Work - Distortion Sleep.mp3
Found at bee mp3 search engine