You can be sure that you are travelling in a wrong path
SWAMI VIVEKANANAA)
اگر روزی نتونی از عهدهء مشکلات برآیی
می تونی مطمئن باشی که تو در یک مسیر
اشتباه قدم برداشتی.
سوامی ویووکانا
1-Know more than other
2-Work more than other
3-Expect less than other
WILLIAM SHEAKSPER
-سه جمله برای کسب موفقیت:
1-بیشتر از دیگران بدان.
2-بیشتر از دیگران کار کن.
3-کمتر از دیگران انتظار داشته باش .
ویلیام شکسپیر
But if you lose should not be there to explain.
ADOLPH HITLER
-اگر تو برنده باشی نیازی به توضیح نداری
اما اگر شکست بخوری چیزی برای توضیح دادن نداری.
آدولف هیتلر
If you do so,you are insulting yourself
ALEN STRIKE
-در این دنیا خودت را با هیچ کس مقایسه نکن
اگر اینکار را بکنی خودت را خوار می شماری.
آلن استرایک
How can we love God whom we cannot see?
MOTHER TERASA
-اگر ما اشخاص را که می بینیم دوست نداشته باشیم
چطور می تونیم خدا رو که نمی بینیم دوست داشته باشیم .
مادر ترازا
Winning means you,r doing better than you,re done before.
BONNIE BLAIR
بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی
بردن به این معنی است که تو بهتر از قبلت باشی .
بونی بلایر
That i discovered there are 1000 ways that can cause failure.
THOMAS EDISON
-من نخواهم گفت هزار بار شکست خودم
من خواهم گفت در حالیکه هزا راه شکست
وجود داشت من کشف کردم .
توماس ادیسون
But no body thinks of changing himself
LEO TOLSTOY
-هر شخصی به تغییر جهان فکر می کند
اما هیچ کس به تغییر خودش فکر نمی کند.
لئو تولستوی
Believing nobody is very dangerous
ABRAHAM LINKON
-باور هر شخص خطرناک است
باور نکردنش خطرناکتر.
ابراهام لینکولن
Then it means they had never tried a new thing in their life.
EINSTEIN
-اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است
به این معنی است که هرگز برای راه تازه ای
در زندگی سعی نکرده است.
انشتین
Trust-promise-relation- heart
Beacause when they break they don,t make
noise but pain alot .
CHALES
-هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن:
اعتماد-قول-ارتباط-قلب
زیرا زمانیکه اینها شکسته بشند صدا ندارند
ولی دردشان شدید است.
چالز
notime to love the
MOTHER TERESA
-اگر تو شروع به قضاوت مردم بکنی
تو برای دوست داشتن آنها وقتی نخواهی داشت.
مادر ترازا
Great achievments in volve great risk.
DALAY LAMA
-بر این باور باش که عشق و دستاوردهای عظیم
در بر گیرندهء مخاطرات بزرگی است.
دالای لاما
خداوندا
مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن
تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم
آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم
آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم
آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم
آنجا که شک است ایمان بدهم
آنجا که نومید است امید شوم
آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم
آنجا که غم است شادی به پا کنم
خداوندا
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن
زیرا با دادن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم
با بخشیدن است که بخشوده می شویم
وبا مردن است که زنده می شویم

خدایا
احساس مي کنم زود عادت مي کنم
و گاهي به اشتباه اسم آنرا دوست داشتن مي گذارم.
خدايا...
مي ترسم از اينکه به گناه کاري که نفسم
آنرا صحيح مي خواند و دلم از آن مي ترسد
و عقلم به آن شک دارد،
در آتش بي مهري ات بسوزم.
خدايا...
مي دانم تمام لحظه هايم با توست.
مي دانم تنها تويي که مرا فراموش نمي کني.
مي دانم که اگر بارها فراموشت کنم،
ناراحتت کنم و برنجانمت،
باز مي گويي برگرد.
مي دانم؛ همه اينها را مي دانم،
ولي نمي دانم چه کنم؛
نفسم مرا به سويي مي کشد
و عقلم حرفي ديگر مي زند
و دلم در اين ميانه مانده.
خدايا...
تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهي که بهترين است.
خدايا...
مي دانم تو هميشه با مني ،
ولي تنهايم مگذار؛ يا شايد بهتر باشد بگويم:
نگذار تنهايت بگذارم.
خداوندا..
من از تنهايي و برگ ريزان پاييز،
من از سردي سرماي زمستان،
من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم.
خداوندا...
من از دوستان بي مقدار، من از همرهان بي احساس،
من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم..
خداوندا...
من از احساس بيهوده بودن،
من از چون حبابِ آب بودن،
من از ماندن چون مرداب مي ترسم.
خداوندا...
من ازمرگ محبت،
من از اعدام احساس به دست دوستان
دور يا نزديک مي ترسم.
خداوندا...
. من از ماندن مي ترسم
خداوندا...
من از رفتن مي ترسم
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم
خداوندا...
پناهم ده
خداوندا !
مگر نهاينکه من نيز چون تو تنهايم
پس مرا درياب
و به سوي خويش بازگردان ،
دستان مهربانت را بگشا
که سخت نيازمند آرامش آغوشت هستم
نجس ترين چيز دنيا !!!
گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید
و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست.
برای همین کار وزیرش را مامور میکند
که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند
و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند
تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود
و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف
به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم
باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر
چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار
از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت
بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید
من جواب را می دانم اما یک شرط دارد
و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد
چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری
وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد
چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید
تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش
پاسخی که پیدا کرده ای غلط است
تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده
قبول می کند و آن کار را انجام می دهد
سپس چوپان به او می گوید:
" کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است
که تو به خاطرش حاضر شدی
آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!






