تبليغاتX
دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

shiva0o0

شیوا

shiva0o0

http://shiva0o0.blogfa.com

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

سلام
ممنون از این که به وبلاگ خودتون سر زدین
امیدوارم که خوشتون بیاد
البته یه چیز یادم رفت بگم که اگه نظر ندین ناراحت می شم
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور.زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.
سریع ترین راه دریافت عشق ،بخشیدن آن به دیگران است.
سریع ترین راه از دست دادن آن، محکم نگه داشتن آن است.
شیوا, الهه مرگ و نابودی

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت

دوستت دارم به وسعت چشمان زیبایت
شیوا, الهه مرگ و نابودی
داستان

یکی بود یکی نبود.

چوپانی بود که در نزدیکی ده، گوسفندان را به چرا می برد..

مردم ده، همه گوسفندانشان را به او سپرده بودند

و او هر روز مشغول مراقبت از آنان بود.

 

چوپان،‌ هر روز که گرسنه میشد،

گوسفندی را میکشت. کباب میکرد و خود

و بستگانش با آن سیر میشدند.

 

سپس فریاد میزد: گرگ. گرگ. ای مردم. گرگ...

مردم ده سرآسیمه میرسیدند و میدیدند

 که مانند همیشه، کمی دیر شده

 و گرگ گوسفندی را خورده است.

مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند

و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین و خونخوارترینها.

چوپان به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها،

 دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد.

هنوز چند روزی نگذشته بود که دوباره،

 صدای فریاد چوپان به گوش رسید.

مردم دویدند و خود را به گله رساندند

 و دیدند گوسفندی خورده شده است.

یکی از مردم، به بقیه گفت:

ببینید. ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است.

 هنوز خرده هایی از گوشت سرخ شده

 گوسفندانمان باقی است.

بقیه مردم که تازه متوجه شدند چوپان،

دروغگوست، فریاد برآوردند: دزد. دزد. دزد را بگیرید...

ناگهان چهره مهربان و دلسوخته چوپان تغییر کرد.

چهره ای خشن به خود گرفت.

چوب چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد.

سگها هم او را همراهی میکردند.

برخی مردم زخمی شدند. برخی دیگر گریختند.

از آن شب، پدرها و مادرها برای بچه ها،

 در داستانهای خود شرح میدادند که:

عزیزان. دورغگویی همیشه هم بی نتیجه نیست..

 دروغگوها میتوانند از راستگویان هم سبقت بگیرند.

خصوصاً وقتی پیشاپیش،  چوب، گوسفندها

 و سگهای نگهبانتان را به آنها سپرده باشید...

------------ --------- --------- ---

اشتباه فرشتگان 


 درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود


پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد

 و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد


  جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟


 از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم

 در جهنم در گفتگو و بحث است و


 جهنميان را هدايت مي كند و...


 حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود

اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن


كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي

خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
 
> ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------
 مرد کور
 روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته

و کلاه و تابلویی را در کنارپایش قرار داده بود

 روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم

 لطفا کمک کنیدروزنامه نگارخلاقی

از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت

 فقط چند سکه در داخل کلاه بود.

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کوراجازه بگیرد

 تابلوی او را برداشت ان را برگرداند

 و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت

و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار

 به ان محل برگشت و متوجه شد

 که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است

 مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت

و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،

که بر روی ان چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،

من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم

و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.

مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است

 ولی روی تابلوی او خوانده میشد

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم

 وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید

 استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید

 بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید

هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است
 حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،

فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمزموفقیت است .....

لبخند بزنید

 


 

|+| نوشته شده توسط شیوا در بیستم مرداد 1388 و ساعت 7:26 بعد از ظهر |
عشق را شما چگونه تفسیر می كنید؟

How Do You Interpret Love


عشق را شما چگونه تفسیر می كنید؟

Once a Girl when having a conversation

 with her lover, asked


یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?


چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can''t tell the reason... but I really like you


دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can''t even tell me the reason...

how can you say you like me?


تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?


چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don''t know the reason,

but I can prove that I love U


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,


باشه... باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,


صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,


همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,


دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,


با ملاحظه هستی،

because of your smile,


بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover''s answer


دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an

accident and went in coma


متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side


پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

Darling, Because of your sweet voice that I love you,

 Now can you talk?


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

 No! Therefore I cannot love you


 نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that

I like you Now that you cannot show them,

therefore I cannot love you


گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم

 اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی،

 پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements

that I love you


گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move?

 No , therefore I cannot love you


اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


If love needs a reason, like now,

 There is no reason for me to love you anymore


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان،

 پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?


عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!


نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...


پس من هنوز هم عاشقتم


True love never dies for it is lust that fades away


عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away


 این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"


"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"


"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart

Determines Who Stays"


"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه،

 اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه

 

I LOVE YOU

شیوا  


 

|+| نوشته شده توسط شیوا در نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 12:17 بعد از ظهر |
تست مرد شناسی‌!!!!!!خانمها لطفا
 

هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
 
1. هدف خاصی نبود 2. گل اضافی بود
 
3.نسخه آزمایشی بود 4.اصلا کار خدا نبود


 
2. چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟
 
1.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند
 
 2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم
 
3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت
 
روی زمین ضروری به نظر میرسد
 
4. حالا چه عجله ایه؟


 
3. اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
 
1.چیز خاصی نمی آفرید 2.پیراشکی
 
3.خروس دریایی 4.فضای خالی


 
4. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
 
1.مگه قراره اتفاقی بیافته 2.خارشتر کویر لوت که آفت نداره
 
3.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد
 
 4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر


 
5. چه وقت مردها عاشق می شوند؟
 
1.چه وقت مردها عاشق نمی شوند! 2.هر وقت مامانشون بگه
 
3.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند
 
4.یک روز از همین روزا !


 
6.مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
 
1.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند
 
2.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)
 
3.بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.
 
4.رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.


 
7.مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟
 
1.فنر با ثابت بالا 2.پارچه استرژ
 
3.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته 4.کش تیرو کمان 


 
8.مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
 
1.هر شب 2.هر وقت که خدا بخواد
 
3.هر وقت تست استرون بگه 4.سایکل تایم خاصی ندارند


 
9.مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
 
1..اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
 
2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!
 
3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه
 
 چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
 
4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!!


 
10.وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
 
1.چیزی نمی گن چون وقت عمله 2.وقت نمی کنن چیزی بگن
 
3.اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت
 
 نطقشون باز میشه
 
4.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن


 
11.مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
 
1.با دست 2.با تور
 
3.با چنگول 4.با زبون


 
12.معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
 
1.هر که پیش آمد خوش آمد
 
 2.به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه
 
3.ده بیست سی چهل
 
4.. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه
 
 هر روز 1 مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد
 
|+| نوشته شده توسط شیوا در نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 11:46 قبل از ظهر |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

- - ryan.jackpot-web.com/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/ryan/Soil Work - Distortion Sleep.mp3
Found at bee mp3 search engine