افسوس هرچه نقشه کشیدم بر آب بود
عمری به انتظار نشستم ولی چه سود
وقتی که آمدی دل من غرق خواب بود
دل هر چه داشت بر طبق بی ریایی اش
نذر سلامتی گل افتاب بود
سرما ربود غنچه ی عشق دل مرا
وقتی که افتاب رخت در حجاب بود
چشمم به در سفید شد اما نیامدی
امروز هم سوال دلم بی جواب بود

ياددارم يک غروب سرد سرد
ميگذشت از توي کوچه دوره گرد
دوره گردم دار قالي مي خرم
دست اول جنس عالي ميخرم
گر نداري کوزه خالي مي خرم
کاسه و ظرف سفالي مي خرم
اشک دور چشم بابا حلقه بست
عاقبت اهي زد و بغضش شکست
اول سال است و نان در سفره نيست
اي خدا شکرت ولي اين زندگيست
بوي نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش ديدم که لک بر داشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
باز اواز درشت دوره گرد
پرده انديشه ام را پاره کرد
دوره گردم دار قالي مي خرم
دست اول جنس عالي ميخرم
گر نداري کوزه خالي مي خرم
کاسه و ظرف سفالي مي خرم
خاهرم بي روسري بيرون دويد
گفت اقا سفره خالي ميخري

مردی ۸۵ ساله با پسر تحصیل کرده 45 ساله اش
روی مبل خانه خود نشسته بودند.
ناگهان کلاغی بر روی پنجره شست.
. پدر از فرزندش پرسید: این چیه؟
پسر پاسخ داد: کلاغ.
پس از چند دقیقه دوباره پرسید این چیه؟
پسر گفت : بابا من که همین الان بهتون گفتم: کلاغه.
بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید:
این چیه؟
عصبانیت در پسرش موج میزد
و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ.
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت.
صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند.
در آن صفحه این طور نوشته شده بود:
امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد.
و روی مبل نشسته است
هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست
پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید
و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است.
هر بار او را عاشقانه بغل میکردم
و به او جواب میدادم و به هیچ وجه عصبانی نمیشدم
و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا میکردم.
به روايت افسانهها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر ميرسيد،
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگيست
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:
من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به كار بردهام.
آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین کوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها (عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی کیسه می داده
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان: تبتی تبار
وتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین






